سیر تحول نظریات

در دهه های 50 و60 ،تحولات مهمی در حوزه نظریات مدیریت وسازمان رخ داد. یکی از این اتفاقات مهم، جایگزین شده مدیران با تخصص مالی وسرمایه گذاری با مهندسین بود. این مدیران رویکردهای موجود در مدیریت سرمایه گذاری را در شرکت ترویج دادند.

یکی از اصول به کارگرفته شده این بود که برای کاهش ریسک بایستی در فعالیت های تولیدی تنوع ایجاد نمود. شرکت ها نیز در پیروی از این قاعده به تولید محصولات وخدمات متفاوت با فعالیت های موجود دست زدند. اما مدیریت فعالیت ها با ساختار شرکتی شامل تعدای واحدهای کارکردی با مشکل روبرو شد.

درراستای حل مشکل و پیرو تحقیقاتی مانند چندلر،ساختار چند بخشی در شرکت ها شکل گرفت و هر مدیر ارشد اجرایی[1] مسئولیت هر بخش را برعهده گرفت. به این بخش مستقل در داخل شرکت، واحد استراتژیک بازرگانی یا کسب وکار استرتژیک گفته شد که مسئولیت رقابت در بخشی از بازار را برعهده می گرفت که آنسف آن را فضای استراتژیک بازرگانی[2] نامیده است.

بنابراین، می توان گفت که شرکت[3] ،موجودیتی است که به یک فعالیت منفرد مشغول است و شرکت چند فعالیتی را موسسه بازرگانی (یا تجاری)[4] نامیدند. این نوع شرکت دارای یک دفتر مرکزی وتعدادی واحدهای مستقل است که هر کدام بخش های کارکردی خاص خود را دارند. البته این نوع شرکت در علم اقتصاد بنگاه اقتصادی نامیده می شود.

دردهه 90 به بعد با تغییرات وتحولات جدید ونیاز به استقلال بیشتر واحدهای فعالیت، شرکت های مادر تخصصی[5] شکل گرفت. هرشرکت شامل یک شرکت مادر، چندین هلدینگ تخصصی وتعدادی شرکت های اجرایی هستند. در این نوع ساختار، شرکت مادر دارای میزانی از سهام (بیش از 50 درصد) شرکت های تخصصی و به همین ترتیب هر هلدینگ نیز مالک سهام شرکت های اجرایی تحت پوشش خود است.

 

جنبه های مشکل ساز و راه حل

ساختارسازمانی یکی از مباحث مهم در نظریات سازمان ومدیریت وسازوکاری محوری برای بسیج امکانات برای اجرای برنامه ها است. ساختار سازمانی وساختار فعالیت مثل دو بازوی سازمان برای رشد بقا می باشند. تغییرات شدید شرایط محیطی به خصوص در زمینه تکنولوژی سازمان ها را ملزم می کند تا برنامه ای انطعاف پذیر داشته باشند وبرای تحقق آن نیز ساختاری منعطف لازم است. اما در نظریه وعمل این هر دو در مواردی نتوانسته اند نیاز شرایط محیطی را برآورده نمایند. شرایط بدتر آنجایی است که سیر تحول دربرنامه ریزی و ساختار سازمانی با همدیگر منطبق نشده است.

از ده 70 به بعد، ساختارهای مادر تخصصی در شکل های مختلف در سطح جهان وکشور رایج شده است. اما جامعه علمی مدیریت استراتژیک هنوز نتوانسته است الگویی مناسب را برای انطباق این دو ساختار به صورت منسجم ارائه نماید. گولد وکمپل ودیگران سعی کرده اند تا ماموریت های شرکت مادر را باز تعریف کنند ولی تکلیف سایر سطوح برنامه ریزی دراین ساختار برمبنای روش سنتی بنگاه اقتصادی پیشنهاد می شود.

راه حل این است که برای سطوح شرکت مادری الگوهای فرایندی وتقسیم کار و وظایف برای ماموریت های متنوع در فرآیند مدیریت استراتژیک به گونه ای تدوین گردد که رعایت یکپارچگی وانسجام در همه اجزا شامل مقدمات،فرایند ونتایج بشود. این امر یکی ازموضوعات کلیدی در مدل مدیریت تحول استراتژیک یکپارچه وجامع پیشنهادی این کتاب می باشد که در فصول بعدی تشریح می گردد.

[1] -Chief Excutive Officer(CEO)

[2] -SBA

[3] -Company

[4] – Corporation

[5] -Holding Company

 

توجه: انتشار مطالب این سایت، در سایت های فروش الکترونیکی ممنوع است و در دیگر سایت ها بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

 

می خواهید بیشتر بدانید؟دانلود کنید. نیاز به مشاوره دارید؟ به پژوهش نیاز داری؟ نیاز علمی دیگری داری؟
با ما تماس بگیرید. با ما تماس بگیرید. نیاز خود را با ما در میان بگذارید
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.